منتظرِ مولا
هر جا که تو هستی دل حسرت زده آنجاست خود گو به من خسته گو ای یار کجایی

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

گفت و گوی دو جنین در رحم مادر....!!!

 

اولی میگه : تو به زندگی بعد زایمان اعتقاد داری؟

دومی: آره حتما. یه جایی هست که می تونیم راه بریم شاید با دهن چیزی بخوریم.

اولی: امکان نداره. ما با جفت تعذیه می شیم. طنابشم انقد کوتاهه که به بیرون نمی رسه. اصلا اگه دنیای دیگه هم هست چرا کسی تا حالا از اونجا نیومده بهمون نشونه بده!!؟

دومی: شاید مادرمونم ببینیم.

اولی: مگه تو به مامان اعتقاد داری؟ اگه هست پس چرا نمی بینیمش؟

دومی: به نظرم مامان همه جا هست. دور تا دورمونه.

اولی: من مامانو نمی بینم پس وجود نداره.

دومی: اگه ساکت ساکت باشی صداشو می شنوی و اگه خوب دقت کنی حضورشو حس می کنی....

این مکالمه چقدر آشناست....!!!

تا حالا بودن خدا را اينطوري و به همين سادگي حس نكرده بودم؛


نوشته شده در تاريخ شنبه هجدهم اردیبهشت 95 توسط بهرام عباسي

لیوان مشکلات

 

استادى در شروع کلاس درس، لیوانى پر از آب به دست گرفت.  آن را بالا گرفت که همه ببینند. بعد از شاگردان پرسید:  به نظر شما وزن این لیوان چقدر است؟ شاگردان جواب دادند :  پنجاه گرم , صد گرم و ...

استاد گفت:  من هم بدون وزن کردن، نمی‌دانم دقیقاً وزنش چقدر است. اما سوال من این است: اگر من این لیوان آب را چند دقیقه همین طور نگه دارم، چه اتفاقى خواهد افتاد؟ شاگردان گفتند: هیچ اتفاقى نمی‌افتد. استاد پرسید: خوب، اگر یک ساعت همین طور نگه دارم، چه اتفاقى می‌افتد؟ یکى از شاگردان گفت: دست‌تان کم‌کم درد می‌گیرد.

- حق با توست. حالا اگر یک روز تمام آن را نگه دارم، چه؟

شاگرد دیگرى جسارتاً گفت: دست‌تان بی‌حس می‌شود. عضلات به شدت تحت فشار قرار می‌گیرند و فلج می‌شوند.و مطمئناً کارتان به بیمارستان خواهد کشید و همه شاگردان خندیدند.

استاد گفت: خیلى خوب است.

  - ولى آیا در این مدت وزن لیوان تغییر کرده است؟ شاگردان جواب دادند: نه.  پس چه چیز باعث درد و فشار روى عضلات می‌شود؟ من چه باید بکنم؟

شاگردان گیج شدند: یکى از آن ها گفت: لیوان را زمین بگذارید،

استاد گفت: دقیقاً. مشکلات زندگى هم مثل همین است. اگر آن ها را چند دقیقه در ذهن‌تان نگه دارید، اشکالى ندارد. اگر مدت طولانی‌ترى به آن ها فکر کنید، به درد خواهند آمد. اگر بیشتر از آن نگه‌شان دارید، فلج‌تان می‌کنند و دیگر قادر به انجام کارى نخواهید بود. فکر کردن به مشکلات زندگى مهم است. اما مهم‌تر آن است که در پایان هر روز و پیش از خواب، آن ها را زمین بگذارید. به این ترتیب تحت فشار قرار نمی‌گیرید، هر روز صبح سرحال و قوى بیدار می‌شوید و قادر خواهید بود از عهده هر مسئله و چالشى که برایتان پیش می‌آید، برآیید!

دوست من، یادت باشد که لیوان مشکلات را همین امروز زمین بگذار. زندگى همین است.

 


نوشته شده در تاريخ پنج شنبه سیزدهم اسفند 94 توسط بهرام عباسي

بیان عظمت فاطمه از زبان پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)

رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)، بارها و بارها فاطمه (علیها السلام) را ستود و از او تجلیل نمود. در مواقع بسیاری می‌فرمود: "پدرش به فدایش باد" و گاه خم می‌شد و دست او را می‌بوسید. به هنگام سفر از آخرین کسی که خداحافظی می‌نمود، فاطمه (علیها السلام) بود و به هنگام بازگشت به اولین محلی که وارد می‌شد، خانه او بود.

 



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ یکشنبه نهم اسفند 94 توسط بهرام عباسي

ای فرزند آدم ...

سرمایه ات از من است ،

و خود نیز بنده من می باشی.

و تو مالک هیچ چیزی نیستی. مگر آنچه می خوری ، پس نابود میسازی.

و آنچه می پوشی پس مُندرس می کنی.

و آنچه انباشته می کنی پس تنها بهره ات از آن خشم الهی است ...

و تو تنها از سه پاره ای

پاره ای از آن من

و پاره ای از آن خویش

و پاره ای دیگر میان من و توست ؛

دعای آن از تو و پاسخ آن از من می باشد.

ای فرزند آدم ...

پرهیزگار باش تا مرا بشناسی و گرسنگی بکش تا مرا ببینی

و مرا بندگی کن تا به من دست یابی و از دیگران جدا شو تا به من برسی ...


نوشته شده در تاريخ پنج شنبه بیست و دوم بهمن 94 توسط بهرام عباسي

 

چهل اصل شادي




1.شادي خود را به هيچ کس وابسته نکن تا هميشه از آن برخوردار باشي.

02 انتظار نداشته باش هميشه آنچه را در اطرافت اتفاق مي افتد مطابق ميل و خواسته ات باشد.

 

03 هنگام عصبانيت هيچ تصميمي نگير.


04 از سختي ها و مشکلات زندگي استقبال کن و با غلبه بر آن ها به خود پاداش بده.

 

05 اجازه نده اتفاقات ناخوشايند روحيه ات را خراب کند.

 

 



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ شنبه دهم بهمن 94 توسط بهرام عباسي

دنبال آرامش نباش
خودت آرامش را بساز

نذار بدبختی بهت روی بیاره
خودت خوشبخت زندگی کن

نذار نا امیدی نزدیکت شه
خودت ازش دوری کن

نذار زندگی باهات بازی کنه
خودت تو زندگی بازی کن

نذار مهربونی از دلت بره
خودت مهربونی رو تو دلت حبس کن

نذار افکار بد ذهنتو پر کنه
خودت افکار مثبت رو جایگزینشون کن

نذار در آینده حسرت حال رو بخوری
خودت بهترین حال رو بساز

نذار "ای کاش" های آیندت زیاد بشه
خودت بیشترین آرزوهات رو برآورده کن

نذار اون دنیا تو برزخِ کارات بمونی
خودت بهترین بنده خدا باش


نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و هفتم دی 94 توسط بهرام عباسي

شعری با تمام حروف الفبا برای خدا ❤️
تقديم به همه شما


(ا) الا یا ایها الاول به نامت ابتدا کردم
__________________________
(ب) برای عاشقی کردن به نامت اقتدا کردم
__________________________
(پ) پشیمانم پریشانم که بر خالق جفا کردم
__________________________
(ت) توکل بر شما کردم به سویت التجا کردم
__________________________
(ث) ثنا کردم دعا کردم صفا کردم
__________________________
(ج) جوانی را خطا کردم ز مهرت امتناع کردم
__________________________
(چ) چرایش را نمیدانم ببخشا که خطا کردم
__________________________
(ح) حصارم شد گناهانی که آنجا در خفا کردم
__________________________
(خ) خداوندا تو میدانی سر غفلت چه ها کردم
__________________________
(د) دلم پر مهر تو اما چه بی پروا گناه کردم
__________________________
(ذ) ذلالم داده ای اکنون که بر تو اقتدا کردم
__________________________
(ر) رهت گم کرده بودم من که گفتم اشتباه کردم
__________________________
(ز) زبانم قاصر از مدح و کمی با حق صفا کردم
__________________________
(س) سرم شوریده میخواهی سرم از تن جدا کردم
__________________________
(ش) شدی شافی برای دل تقاضای شفا کردم
__________________________

(ص) صدا کردی که ادعونی خدایا من صدا کردم
__________________________

(ض) ضعیف و ناتوانم من به درگاهت ندا کردم
__________________________
(ط) طلسم از دل شکستم من که جادو بی بها کردم
__________________________
(ظ) ظلمت نفس اماره که شکوه بر صبا کردم
__________________________
(ع) علیمی عالمی بر من ببخشا که خطا کردم
__________________________
(غ) غمی غمگین به دل دارم که نجوا با خدا کردم
__________________________
(ف) فقیرم بر سر کویت غنی را من صدا کردم
__________________________
(ق) قلم را من به قرآن کریمت مقتدا کردم
__________________________
(ک) کتابت ساقی دلها قرائت والضحی کردم
__________________________

(گ) گرَم از درگهت رانی نمی رنجم خطا کردم
__________________________
(ل) لبم خاموش و دل را با تکاثر آشنا کردم
__________________________
(م) مرا سوی خود آوردی از این رو من صفا کردم
__________________________
(ن) نرانی از درگهت یا رب که الله را صدا کردم
__________________________
(و) ولی را من تو می دانم، تو را هم مقتدا کردم
__________________________
(ه) همین شعرم به درگاهت قبول افتد دلم را مبتلا کردم
__________________________
(ی) یکی عبد گنهکارم اگر عفوم کنی یارب غزل را انتها کردم


نوشته شده در تاريخ پنج شنبه دوازدهم آذر 94 توسط بهرام عباسي

 

انتظار فرج از منظر امام راحل

ارزش دارد که انسان در مقابل ظلم بايستد، در مقابل ظالم بايستد و مشتش را گره کند و توي دهنش بزند و نگذارد که اينقدر ظلم زياد بشود، اين ارزش دارد، ما تکليف داريم آقا! اينطور نيست که حالا که ما منتظر ظهور امام زمان ـ سلام الله عليه ـ هستيم، پس ديگر بنشينيم در خانه هايمان، تسبيح را دست بگيريم و بگوييم:عجّل علي فرجه» عجّل با کار شما بايد تعجيل بشود، شما بايد زمينه را فراهم کنيد براي آمدن او؛ و فراهم کردن اينکه مسلمين را با هم مجتمع کنيد، همه با هم بشويد، إن شاءالله ظهور مي کند ايشان.

صحيفه امام؛ ج 18،ص269

من اميدوارم که إن شاءالله برسد روزي که آن وعده مسلّم خدا تحقق پيدا کند و مستضعفان مالک ارض بشوند. (2) اين مطلب وعده ي خداست و تخلف ندارد، منتها آيا ما درک کنيم يا نکنيم، آن به دست خداست. ممکن است در يک برهه ي کمي وسايل فراهم بشود و چشم ما روشن بشود به جمال ايشان. اين چيزي که ما در اين وقت، در اين عصر وظيفه داريم، اين مهم است. همه انتظار داريم وجود مبارک ايشان را؛ لکن با انتظار تنها نمي شود؛ بلکه با وضعي که بسياري دارند، انتظار نيست. ما بايد ملاحظه ي وظيفه ي فعلي شرعي ـ الهي خودمان را بکنيم و باکي از هيچ امري از امور نداشته باشيم.کسي که براي رضاي خدا إن شاءالله مشغول انجام وظيفه است، توقع اين را نداشته باشد که مورد قبول همه است، هيچ امري مورد قبول همه نيست.

صحيفه امام؛ ج19، ص 246


نوشته شده در تاريخ جمعه ششم آذر 94 توسط بهرام عباسي

با توجه به غم زایی لباس سیاه و کراهت آن، چرا این لباس در مراسم عزاداری توصیه شده است ؟



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ شنبه شانزدهم آبان 94 توسط بهرام عباسي


نوشته شده در تاريخ پنج شنبه بیست و سوم مهر 94 توسط بهرام عباسي